ایده پردازی و تولید ایده در طراحی لوگو

ایده پردازی در طراحی لوگو

 

ایده مهمترین قسمت طراحی لوگو  می باشد. تفکر در نخست هرکاری پیشنهاد شده است اما نوع تفکر کردنی که قصد ماست تفکر خلاق یا ایده پردازی می باشد. ایده ها را هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری یا تعمیم که بر اساس علم، هشدار عمومی، مبانی فلسفی و پیش فرض های عرفی باشد، تعبیر می کنند. علاوه بر این، در تعاریف، ایده ها را به گونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در برداشته باشند:

– خلاق باشند.

– مبتکرانه باشند.

– بر پایه حل مساله باشند.

همچنین در بررسی ادبیات ایده پردازی با این مطالب مقابل می شویم:

– ایده پردازی، پیوند دقیقی با تفکر انتقادی دارد.

– ایده پردازی بر نوعی خلاقیت و یا تفکر خلاق مبیتنی است.

– ایده پردازی باید لاجرم همراه با نوعی مهارت ها و توانایی هایی باشد که از دسته آن ها توانایی و چیرگی بارش مغزی است.

برای آشنایی اغلب با مبانی مفهومی و نظری ایده و نیز وضعیت طراحی یک ایده، خوب است که با تفکر انتقادی و تفکر خلاق اغلب آشنا شویم.

تفکر انتقادی:

به تفکری انتقادی می گوییم که طبق سنجش و ارزیابی دقیق از رویدادها و مشاهدات قبل رود و با در نظر اخذ همه عوامل مربوط و شیوه درست بخردانه به نتایجی برسیم که قابل لمس هستند و ممکن است که افراد زیادی بتوانند به همان نتایج برسند.

براساس تفکر انتقادی اطلاعات ما به وسیله مشاهده، تجربه، انگیزه ها و پیوستگی با دیگران به دست می آید. اطلاعاتی را نیز که به دست آوردیم باید بر پای بست، ملاک های درست و درست و به دقت و وانگهی براساس سندهای معتبر، روشن و بدون هیچ ابهام، بی طرفانه و منصفانه ارزیابی و داوری شود.

مراحل و اجزای تفکر انتقادی چیست؟

– باید بتوانیم افکار و دیدگاه هایمان را دسته بندی نماییم و آن ها را بر اساس موضوعات گوناگون طبقه بندی کنیم. این یکی از اجزای مهم تفکر انتقادی است.

– برای ادعاهایمان، مثلا برای این که درستی حدس و پذیرش خویش را برای یک اتفاق مشخص کنیم، باید علت داشته باشیم.

– باید بتوانیم واژه ها و تعبیرهای خویش را در مورد هر جستار و رویداد درست انتخاب کنیم و برای آن علت صراحت داشته باشیم و همین طور بتوانیم آنها را ارزیابی کنیم.

– دلایل خود را از راه جمع آوری اطلاعات به دست آورده باشیم.

– بتوانیم، با استفاده از اطلاعاتی که در دسترس داریم، گمان ها و تحلیل خود در مورد یک موضوع، مساله یا رخداد را ارزیابی کنیم و سرانجام به جمع بندی و نتیجه گیری برسیم و قضاوتی به جا از موضع یا مساله و پدیده داشته باشیم.

البته باید پروا نماییم که تفکر انتقادی، لزوما باعث نمی شود که به درستی یا نتیجه گیری صحیح و صحیح دست پیدا کنیم. هیچ آدم در هیچ کجا نمی تواند گردآور ای کامل از اطلاعات را در یک گردآور جمع آوری کند. خیلی از اطلاعات وجود دارد و ممکن است کشف نشده باقی مانده باشند. جهت گیری هر کسی می تواند مانعی برای جمع آوری و ارزیابی صحیح اطلاعات شود.

تفکر انتقادی چه سؤال هایی را مطرح می کند؟

– چه هدفی را پیگیری می کنیم؟

– آیا می خواهیم نتیجه گیری کنیم؟

– چرا فکر می کنیم که درست می گوییم یا حق با ماست؟

– اگر اشتباه نماییم چه اتفاقی می افتد؟

– منبع اطلاعاتی ما چیست؟

– چه نوع اطلاعات و فرضیه هایی باعث نتیجه گیری ما می شود؟

– آیا می توانیم دو منبع نام ببریم که با انگیزه ها ما مخالف بوده و علت آن را نیز ذکر کنیم؟

– چگونه به این نتیجه رسیدیم که چیزی را که می گوییم درست است و درستی دارد؟

– آیا برای ان چیزی که می گوییم،می توانیم دلیل دیگری نیز بیاوریم؟

تفکر خلاق:

به تفکری خلاق می گوییم که ابتکار و کشف و نوآ وری در آن هستی دارد. یعنی با این تفکر می توانیم این خاصیت ها را انجام دهیم. خلاقیت یا خلق کردن یا به وجود آوردن به نوعی فرآیند ذهنی است که مسئولیت تولید ایده ها و مفاهیم جدید و یا ارتباط بین این ایده ها و مفاهیم را به عهده دارد. از نظر علمی به وجود آمدن تفکر خلاق اغلب به اصالت تناسب موضوع اشاره دارد. اکنون به بیان امروزی تر: “خلاقیت اغلب به معنی به هستی آوردن ایده ها و چیزهای نو و یا ابتکار در موضوع های هنری که کارآزمودگان به عنوان یک ورزش علمی، هنری یا اجتماعی و فن آوری پذیرای آن هستند”.

افرادی که اهل تفکر خلاق هستند حائز وِیژگی هایی ذیل هستند:

– علت برای ترقی بیشتر

– علاقه بسیار به سامان و ترتیب

– کنجکاوی فراوان

– نیرو گفتن اینکه من هم هستم و وانگهی داشتن اعتماد به نفس

– منش غیر معمول

– پشتکار زیاد

– استقلال

– دارای طرز تفکر انتقادی

– حائز علت های بالا و فرهنگ زیاد

– سرشار از اشتیاق و احساس

– زیبا پسند، اشتیاق فراوان به مسائل اجتماعی حائز قدرت تأثیر گذاری بر سایر مردم

برای اینکه بتوان به یک تفکر خلاق دست یافت:

– قصد و علت را مشخص و تشخیص بدهیم.

– مهارت های پایه را برپایی کرده و به دست آوریم.

– برانگیختن و دلگرمی روحیه کنجکاوی و کشف کردن

– تشویق شدن برای به دست آوردن دانش مربوط به دامنه های مشخص و تخصصی

– به وجود آوردن علت به خصوص دلیل های درونی

– دلگرمی و تقویت نمودن اعتماد به نفس

– دقت و پافشاری داشتن در پیشی از سایرین و ارائه توانایی های خود

– بالا بردن سطح باورها و عقاید خود درباره خلاقیت

– ارائه فرصت هایی برای گزینش و کشف کردن

– گسترش دادن و بهتر کردن توانایی های خود. (مانند: مدیریت؛ مثلاً مدیریت خود) آموزش دادن فنون و راه هایی برای راحت کردن عملکردهای خلاقانه

– به هستی آوردن تعادل

چگونه می شود یک ایده طراحی کرد؟

1. اطلاعات لازم را جمع آوری کنیم.

2. اطلاعات مان را بخش بندی کنیم.

3. تحلیلی در مورد آن اطلاعات ارائه کنیم.

4. سعی کنیم که این اطلاعات و تحلیل ها را به گونه پسین و نوآورانه یا جدیدی ببینیم. طوری که قبلا کمتر به این شکل تحلیل شده باشد.

5. برگزیدن های موجود برای مدیریت این مساله را در عقیده بگیریم.

6. فرضیه ها و حدس هایی را در مورد مسیر حل های احتمالی و مناسب آن مساله در نظر بگیریم.

تولید ایده و موقعیت مناسب برای طراحی لوگو

تولید ایده و موقعیت مناسب برای طراحی لوگو

 

تولید ایده و برپایی موقعیت پسندیده برای گونه آوری، نیازمند تدابیری است که نیمی متعلق به را دانش و نیمه سایر را هنر ساختن می دهند. بخش هنری آن به طرز تفکر مربوط می‌شود، اعتقاد به این که شما و همکاران خلاقتان استعداد لازم را برای تولید ایده‌های با ارزش دارید و به ذهنتان سررسید لازم را می‌دهید که مکاشفه نماید. دسته علمی آن افزارها و تکنیک‌هایی را برای شما فراهم می‌کند که ایده‌های شما را تحریک نماید.

به ۹ طریق برای متحد کردن هنر و دانش خلاقیت با پیرامون پیرامونتان پروا بفرمایید.

۱- آفریدن؛ نوآفریدن و گونه آوری فقط مختص کسان خلاق نیست. کل را در این امر دخالت دهید، حتی افرادی که از خارج می‌آیند. برای مثال میتوانید از تعمیرکار شرکت بخواهی که بایستد و درباره‌ی پیشه نظری بدهد. همچنین از مشتریان هم عقیده بخواهید.

2- جان کلیز (John Cleese)، از نام آوران مونتی پیتون (Monty Python )میگوید: “هرگاه گرد از همکاران را دیدید که درگیر فعالیتی نامربوط شده، مثلاً زمانی که متحیر به خارج می‌نگرد یا متفکرانه به جایی خیره گشته است، با یک وسیله‌ی نوک تیزبه آنها سقلمه بزنید و به کاستن وقت متهمشان کنید”!

3- قبل از هر دسته از فعالیت خلاقانه، یک ویدئوی کمدی اختصار توزیع کنید. خندیدن تفکر را به شدت تحریک می‌کند.

4- مجله‌های مختلف و حتی نامرتبط را در دفتر کارتان نگه دارید. تیم خود را دلگرمی نمایید که تصاویری که به پروژه کارتان مربوط می‌شود را از مجلات ببُرند و کولاژ کنند.

5- یک قطعه کاغذ کبیر روی در دفتر کارتان نصب کنید؛ در رأس آن سؤال خویش و یا موضوعی که درباره آن به کمک احتیاج دارید را بنویسید. از هرکسی بخواهید که در اوقات فراغتش بیاید و ایده ها و تفکراتش را به اشتراک بگذارد.

6- یک تخته با نوشته ی “اگر فقط…” آویزان کنید. دستور بدهید که افراد ایده‌هایشان را بنویسند، سپس فرمان دهید که این ایده‌ها جرقه‌ای بر تخیلات شما در بخش‌های خلاقه‌ی بعدی باشد.

7- میزان بهره گیری یک فرد از تخیلاتش با میزان ترس از تنبیهی که درصورت به نتیجه نرسیدن از آن دریافت کند نسبت منفی دارد. به تیم خود اجازه دهید که آزادانه و راحت، خطر کنند و آنها را در این گذرگاه حمایت کنید. از چیزهای کوچک گرفته مشابه رد و بدل کردن ضرب‌المثل و بر راز قراردادن یا کلاه های مسخره، لغایت چالش‌های فیزیکی مثل سرنگونی آزاد و راه رفتن بر روی طناب، به فعالیت‌هایی روی بیاورید که انسان را از گستره آسایش او فراتر ببرد.

8– کسان را دلگرمی کنید که در حین فرایند خلاقانه، کاری را با دستانشان اتمام دهند. همانند وررفتن با انگیزه ها بازی و خط خطی‌های بی قصد و خیلی ساده، شواهد علمی می‌گوید که 97% اعصاب دست انسان مستقیماً با مغز ما متصل است. دستانِ مشغول، سلول های مغز را تحریک می‌کنند.

9- به طبیعت بروید. برای تولید ایده‌های جدید به فضا دیگری به غیر از دفتر کارتان بروید. به پارک، یک مغازه‌ی اسباب بازی فروشی یا حتی به اطاق کنفرانس شخص دیگری بروید. این پیشه مایه تحریک و تولید تفکر بازپسین می‌شود.

هنگامی که منتظر هستید فکر خلاقانه برپایی کنید.

ساعت‌هایی که را در چشمداشت چیزی می‌گذرانیم، در ترافیک، رستوران، فرودگاه، هواپیما یا قطار، انتظار در صفوف طولانی و مخوف، به جای آزرده خاطر شدن از انتظار و نفرین فرستادن، سعی کنید که از این زمان مرده برای جمع کردن ایده و اندیشه جدید، بهره بگیرید .

انتظار در صفوف: چشمتان به سبد خرید ملت باشد. به شخص نگاه کنید و حدس بزنید که چه چیزهایی در سبد خرید خویش دارد. به این توجه کنید که چه اقلامی از روی پیشخوان، ملت را برمی‌انگیزند. هر چه بهتر بتوانید عادت‌های خرید مردم را بفهمید، بهتر می توانید محصولات را طراحی کنید.

در رستوران: هنگامی که چشم براه غذای خود هستید، منوی غذا و هر چیز اطرافتان را موشکافانه بررسی کنید .به این بیاندیشید که چطور رنگ‌ها، محل نشستن، موسیقی و نورپردازی روی فضا و انرژی رستوران تأثیر گذاشته است.

در ماشین: هنگام رانندگی یا وقتی که در شدامد راهبند افتاده‌اید می‌توانید مشاهدات و بینش‌هایی را کسب نمایید. یک دستگاه ضبط کننده‌ی دیجیتالی می‌تواند حافظه‌ی صوتی ایده‌های شما باشد.

در فرودگاه، پارک و سایر اماکن عمومی: ببینید که چگونه ملت لباس می‌پوشند، خوراک می‌خورند، می‌نوشند. دریابید که چه چیزی مطالعه می‌کنند. به این پروا کنید که چگونه با علامت‌های نصب شده ، اشیاء و ملت دیگر پیوستگی استوار می‌کنند.

در قطار و هواپیما: بخشی از سررسید پرواز را به اندیشیدن اختصاص دهید. یک هدست یا گوشی پسندیده در گوشتان قرار دهید. در ذهنتان نقشه ی پنج طرح جدید را بکشید که اثناء بازگشت آنها را عملی کنید.

طراح لوگوی توییتر چه کسی بود؟

طراح لوگوی توییتر
طراح لوگوی توییتر

اقای سیمون آکسلی یک بریتانیایی است، همسری ژاپنی و دو پسر دارد، اگر به منزل او بروید تنها چیزی که می‌تواند ربط او را با دنیای استارت‌آپ‌ها پرتو بدهد، پرنده‌هایی است که به بارو نصب شده‌اند.این پرنده‌ها، پرنده‌هایی خاص هستند یعنی پرنده اصلی لوگوی توییتر، زمانی که در سال ۲۰۰۶ این سرویس شروع به پیشه کرد به راستی آقای آکسلی بود که این لوگو را طراحی کرد.

اما او این لوگو را اختصاصا برای توییتر طراحی نکرده بود، او این طرح را در سایت iStockphoto قرار دیتا بود، مؤسسان توییتر زمانی که پیگیری لوگو می‌گشتند در این سایت جستجو کرده بودند و این لوگو را مناسب بودند و فقط برایش سه -چهار دلار پول پرداخت کرده بودند.

اما جالب است بدانید که آکسلی پس از فروش طرحش لغایت مدت‌ها نمی‌دانست که اثر چه سایت مهمی را طراحی کرده است. تا اینکه یک روز که مشغول تماشای CNN از تلویزیون بود، پرنده‌اش را رویت که نامی شده است!

گرچه طراحی این لوگو برای آکسلی پول چندانی در بر نداشت، ولی شهرت را برای او به ارمغان آورد، به زودی رسانه‌های همانند Wired یا واشنگتن پست به او تماس گرفتند. توییتر هم پس متعلق به از برخی از طراحی‌های او برای صفحات ارور کاربرد کرد. البته آن صفحه ارور مشعور نهنگ و پرنده‌ها، شغل آکسلی نیست. او روباتی بدون دست و وانگهی بستنی‌ای در حال گفتگو با کرم طراحی کرده بود که توییتر از همین‌ها برای صفحات ارور در یک بازه زمانی کاربرد می‌کرد.

آکسلی فقط ۳۰ دقیقه وقت گذاشته بود تا پرنده اصلی توییتر را طراحی کند.

اما شرکت‌ها بر پایه قانون نمی‌توانند از عکس ها iStock برای لوگوی رسمی خویش کاربرد کنند، به همین خاطر زمانی که توییتر رشد کرد، یک لوگوی جدید سفارش داد.

پرنده جدید را شخص به اسم دوگ بومن طراحی کرده است.

در سال‌های بازپسین رقبای کاری او در iStock بسیار شده‌اند و آکسلی سایر نمی‌تواند با درآمد به دست آمده از این سایت امرار معاش کند. خوشبختانه او آنقدر سرشناس است که خیلی‌ها یکراست از راه سایتش با او تماس می‌گیرند و سفارش کار می‌دهند.

پس گرچه دستمزد او بابت لوگوی توییتر فقط سه -چهار دلار بود، ولی شهرت او بعد از این طراحی بوده است که خرج خرید خانه اخیر را برای او فراهم کرده است!

 

درباره طرح لوگو و شعار المپیک بدانید

هر دایره موجود در این لوگو اثر دهنده یک قاره است و وجود 5 حلقه به معنای 5 قاره کره زمین است و هردایره نماینده یک قاره است.

اما در این بین یک سوژه مخفی هستی دارد. 5 حلقه لوگوی المپیک دارای 5 رنگ آبی، سبز، سیاه، قرمز و زرد است و تصور کل اهالی  ورزش بر این است که هر دایره با این رنگ ها مربوط به یک قاره است.ت برای نمونه رنگ زرد را به قاره آسیا، سیاه به قاره آفریقا و قرمز به آمریکا اطلاق می شود. ولی درستی ترکیب این رنگ ها موضوعی بر خلاف تصورات است.

علت اصلی پیمان دریافت این 5 رنگ در لوگوی المپیک یک انگیزه اصلی دارد  که تصمیم گیرندگان طراحی لوگوی المپیک بر پایه آن، این رنگ بندی را ایجاد کرده اند و علت آن وجود حداقل احد از این 5 رنگ در پرچم های ملل مختلف است و هیچ کشوری پیدا نمی شود که گرد از این 5 رنگ در پرچم آن کشور وجود نداشته باشد. بدین ترتیب رنگ‌های سفید (رنگ زمینه)، قرمز، آبی، سبز، زرد و سیاه به گونه‌ای برگزیدن شده که هر کشوری کمینه یکتا از این رنگ‌ها را در پرچم ملی خویش دارد.

شعار المپیک: سریعتر، بالاتر و قدرتمندتر

اشعار رسمی المپیک  عبارتی لاتین به معنی «سرتیعتر، بالاتر، قدرتمندتر» است.
نهضت المپیک نمادهای بسیاری دارد که اکثر  آنها اثر دهنده ایده‌ها و ایده آل‌های کوبرتین هستند. بارون پیر دوکوبرتین فردی بود که توصیه این شعار را مطرح کرد و به علت مصادف بودن بازی های المپیک با جنگ جهانی اوتل در سال های 1914 و 1918، به منظور تقریبا  تر کردن کشورها به یکدیگر طرح شعار و لوگوی المپیک را مطرح کرد.

آشنایی با لوگوی جدید اسکار

آشنایی با لوگوی جدید اسکار

 

لوگو جدید اوسکار با طرحی از یک لچک زرد رنگ رونمایی شد که مجسمه اسکار در متوسط آن ایستاده است.

دو سنه پیش مجموعه اسکار رایزنی هایی را برای طراحی یک اثر و طرح برای اسکار ۲۰۱۳ در عقیده گرفتند که برآیند آن طرحی از نخستین حرف از الفبای انگلیسی” A ” است که در واقع اقتباس از آکادمی(Academy) است. این لوگو نشان دهنده خلاقیت گردآور و سازمان اسکار دارد.
به گفته کریستینا کونلیاس رییس بازاریابی آکادمی طرح های مختلفی به این سازمان در طول این دو سنه ارائه شد که تمام آنها نشانه دهنده خلاقیت، استعداد و وجه هنری طراحان آن داشت اما با توجه به اینکه صاحب نظران برای گزینش نشان برای اسکار باید به یک عقیده واحد می رسیدند در نهایت با مجموع نظرات طرح قبل رو برگزیدن شد.
این طرح برای افتتاحیه دیرینکده آکادمی اسکار برای سال ۲۰۱۷ قبل بینی شده که با کمک آژانس ۱۸۰ لس آنجلس هویت بصری جدیدی برای اسکار خلق شد و آرم برجسته اسکار می تواند بر بالای موزه خویش نمایی کند.
لوگوی جدید اسکار موضوعات مهمی را مورد توجه پیمان دیتا و در همین تصویر اهمیت موضوعات مهمی را یادآور می شود. مثلثی که برای این آکادمی انتخاب شده پرتو دهنده متحد کردن سینماگران و هنر سینما در این آکادمی است و این می تواند نشان باشد برای حمایتی که آکادمی اسکار از هنر و هنرمندان سینمایی می کند و در درازا این سال ها بر روی آن پافشاری کرده است.

 

طراحی لوگو اسکار

مفاهیم لوگو های خودروسازان بزرگ ایران و جهان

مفهوم لوگو خودروسازان بزرگ

نماد شرکت‌های خودروسازی زبان و تاریخچه ویژه خود را دارد و این شرکت‌ها در مقاطع مختلف از عملکردشان برای تولید خودروهایشان نمادهایی را طراحی کرده و مورد کاربرد قرار می‌دادند. در بیشتر مواقع آرم‌های طراحی شده یک پرتو و یک مظهر از کشور سازنده است که خودروسازان آن را به عنوان لوگو برای خویش انتخاب می‌کنند.
در برخی موارد نیز لوگوی خودروسازها به چهره اتفاقی طراحی شده و مورد کاربرد شرکت‌های خودروساز پیمان ‌گرفته است.
این در حالی است که طی سال‌های بازپسین برندهایی چون سیتروئن و لگزس نشانه‌هایی از طراحی حرفه‌ای در دنیای لوگو برندها به منصه پیدایش رسانده‌اند.

در بعضی موارد نیز دیدگاه‌های پیوسته با اهمیت لوگو منجر به خلق نمونه‌ای کامل از اتومبیل بر مبنای لوگوی آن کمپانی سازنده می‌شود.
دو دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی را می‌توان سال‌های اوج طراحی نمادهای گرافیکی برای شرکت‌های خودروساز دانست.
خودروسازها در این دو دهه برای مدل‌های بازپسین خویش نمادهایی جدید تعریف می‌کردند و رقابتی جدی در این مقوله وسط خودروسازها درگرفته بود؛ طی این دو دهه بعضی شرکت‌های خودروساز نیز نشان‌های قدیمی خود را تغییر و لوگوهای جدید را جایگزین لوگوهای کهنه کردند.
سایر کمپانی‌ها نیز هر یک به مناسبت سابقه و وضعیتی که در درازا تاریخ صنعت داشته‌اند آرم و یا نشانه‌ای را طراحی می‌کردند.
اگرچه برندهای اتومبیل در زمره مشهورترین و پرقدرت‌ترین برندها بر روی کره خاکی هستند؛ اما به ندرت کسی سرآغاز نشان‌هایی که برای این برندها برگزیده شده است را می‌داند؛
ایران خودرو
اولین نشانه‌ای که در صنعت خودروسازی ایران مطرح شد آرم حک شده بر روی پیکان بود. تصویری از یک ارابه قدیمی و شمایلی از یک اسب در حال حرکت که این آرم الی سررسید توقف تولید فلش همراه این اتومبیل بود.
پس از توقف تولید پیکان و ابتدا تولید خودروی سمند مسوولان ایران‌خودرو طراحی آرم جدیدی برای سمند را در معرض فراخوان عمومی گذاشتند و در پایان طرح استاد مرتضی ممیز که یک کله اسبی زیبا بود، به عنوان زیباترین و بهترین اثر برای پیمان گرفتن بر بدنه خودروی سمند برگزیده شد.
طرحی که با اسم خودرو کاملا همخوانی داشت.
سایپا
پیدا کردن پرتو جدید برای سایپا نیز به سال‌های دهه ۶۰ بازمی‌گردد در آن روزها که محصولات این خودروساز هنوز به تنوع معاصر دست نیافته بود یکی از طراحان برجسته ایران با اسم مرتضی ممیز آرم سایپا را طراحی کرد.
این آرم به‌زعم طراحش، صفاتی چون بالندگی و گسترش را القا می‌کند که تبدیل به یگانه از آشناترین نشانه‌های صنعتی ایران شده است.
جاگوار
در میانی خودروهای انگلیسی جاگوار لوگوی برجسته‌ای دارد. آنچه از اسم این اتومبیل بر می‌آید جاگوار اسم یک پلنگ درنده است که به تعقیب شکار می‌گردد.
شورولت
نشان شورولت که شبیه علامت جمع است به یگانه از سفرهای ویلیام دورانت بنیادگزار این شرکت به پاریس بازمی‌گردد.
دورانت در این سفر شیفته طرح یگانه از کاغذهای دیواری می‌شود و چند سنه پس در سنه ۱۹۱۳ وی مبنای طراحی لوگوی برخی از خودروهای تولیدی خود که نامشان را از لوئیس شورولت راننده مسابقات سرعت به عاریت گرفته بود پیمان داد.
سیتروئن
علامت رو به بالای سیتروئن این انگاشت را در بیننده به وجود می‌آورد که آرم سیتروئن به معنای جنبش رو به اعتلا و کم و بیش شدن به مهندسی پیشرفته است؛ اما چنین نیست. آندره سیتروئن پیشه در صنعت موتور را با تولید چرخ دنده پیش درآمد کرد و علامت نظامی دوتایی در واقع نماد دنده‌های چرخ دنده است.

رسدس بنز

ستاره سه پر مرسدس بنز اثر از چیرگی آن بر زمین، دریا و آسمان است.
سه شاخه مرسدس فاقد حلقه دور آن بود، اما بعد از یکپارچه کردن مرسدس و بنز در دهه ۲۰ میلادی حلقه گلی به بعید این نشانه اضافه شد.
پورشه
آرم پورشه نشانه محلی شهر اشتوتگارت است. در این نشان اسب علامت کشتزار اشتاب و شاخه و خطوط مشکی و احمر نیز بخشی از اثر سلطنتی پادشاهی ووتمبرگ است.
آلفارومئو
آرم کمپانی آلفارومئو نیز مانند پورشه نشانه محلی است. علائم این شرکت نشانه رسمی شهر میلان و مربوط به جنگ‌های صلیبی می‌باشد که در آن انسانی در حال خورده شدن است.
فورد
آرم بیضی و ساده کمپانی فورد در سنه ۱۹۰۳ بدست هارولدویلز که کار اصلی آن چاپ کارت ویزیت بود طراحی شد و در سال ۱۹۲۷ زمینه اولیه نشانه کمپانی به رنگ آبی تغییر کرد.
 فیات
در دهه ۸۰ شرکت فیات پرتو ابتدای خود را به سود حروف کلمه فیات که به طور نا به سامان کناره هم پیمان گرفته بودند را ساحل گذاشت و آرم جدید فیات بدست طراح ارشد این شرکت طراحی شد. مایو‌مایول، طراح بزرگتر شرکت فیات نشانه جدید فیات را به صورت اتفاقی به اثناء آزمایش کردن یکتا از مدل‌های این شرکت طراحی کرد. وی به هنگام تست اتومبیل از مساوی یکی از تابلوهای نئون تبلیغاتی فیات عبور کرد و روشنایی این نئون که در پی مقوله سیاهی آسمان معوج به نظر می‌رسد؛ پروا وی را جلب کرد و به این طریق نشانه چندساله فیات توسط وی طراحی شد.
 سیزتا
لوگوی سیزتا به طور بارز گویای ملیت ایتالیایی کارخانه است. این لوگو طرحی از یک سر گرگ به اثر افسانه یتبر است. استفاده از رنگ زرد نیز به خاطر مظهر شهر مودنا در ایتالیا بوده است.
بی.ام.و

نشانه شرکت خودروسازی بی.ام.و از زمانی که این کمپانی به فرآوری موتور هواپیما روی آورد برگزیده شد . آرم بی.ام.و یک ملخ خوش فرم و در حال چرخش هواپیما است و رنگ آبی آن یادآور آسمان می باشد.
آئودی
چهار حلقه آئودی برخلاف بعضی شایعات هیچ ارتباطی به حلقه‌های المپیک ندارد، بلکه نمادی از یکپارچه کردن چهار شرکت خودروسازی آلمان در سنه ۱۹۳۲ است. این چهار کمپانی که د.کا.و، وندرو، هورش و آئودی را در بر می‌گرفتند؛ به علت شرایط نامناسب بازار مجبور به یکپارچه کردن در یکدیگر شدند. پس از جنگ این اتحادیه اسم خویش را از زبان لاتین که در انگلیسی به معنای می‌شنوم است و از اسم بنیادگزار خود آگوسته آئودی گرفته شده حفظ کرد و تنها حلقه‌‌های نشانه آن باقی ماند.
فولکس واگن
شرکت فولکس واگن در سال‌های پایان به جنگ دوم جهانی بدست فرانس ریمپیسه تاسیس شد.
لوگوی اصلی که ریمیسپه در رقابتی تو سازمانی طراحی کرد و به خاطر خلاقیت در نظر گرفته شده در آن ۵۰ مارک برنده شده بود، به عنوان لوگوی این شرکت گزینش شد.
لوگوی شرکت فولکس واگن در آغاز با چرخ دنده‌ای که نشانه رسمی جبهه کارگری آلمان بود احاطه شده بود اما پس از جنگ دوم جهانی این دنده از لوگو حذف شد.
فراری
آرم فراری در واقع اسب بلند شده بر روی دو پا است که نشان خلبان آس ایتالیایی در جنگ اول جهانی است (ACE) در بین خلبانان به کسی اطلاق می‌شود که دست کم ۵ فروند از هواپیماهای دشمن را ساقط کرده باشد)، فرانسیسکو باراگایتی از خلبانان آس ایتالیا بود، که والدینش کمپانی فراری را ترغیب کردند لغایت نشان پسرشان را روی خودروهای مسابقه‌ای خود پیمان دهد.
مازاراتی
نشان مازاراتی نیز همانند آلفارومئو و پورشه نماد یک شهر است. مازاراتی سمبل شهر بولینا است و این خودرو برای نخستین بار در آن شهر تولید شد؛ و به همین هدف نشان این شهر برای این کمپانی خودروسازی طراحی شد.
مزدا
نشان مزدا توسط ری‌یوشیمارا که یک شرکت نامدار در گویه تصویری‌سازی است تکامل یافته حرف «V» در عقیده گرفته شد. این نشانه نمایانگر بال‌های باز شده می‌باشد که در دانش ژاپن به معنای ابتکار، فهم منظور و لطافت است.
میتسوبیشی
آرم میتسوبیشی برگرفته از سه قطعه الماس لوزی شکل است که در یک نقطه تلاقی پیدا کرده‌اند.
میتسوبیشی با این آرم می‌خواهد به مشتریانش بفهماند که خودروی پایین دستشان مثل یک الماس با ارزش است.
رو ور
روورها دسته جمعی راهزن دریایی یا سرگردان در دریاها بودند. چیزی شبیه وایکینگ‌ها و از همین رو کشتی وایکینگ‌ها دائم و به خرده متنوع در اثر روور هستی داشته است.
سوبارو
سوبارو نخستین کارخانه ژاپنی تولیدکننده اتومبیل است. این پرتو اشاره به دسته جمعی شش‌تایی ستارگان خوشه پروین در صور فلکی است که در زبان ژاپنی به نام موتسورا بوشی نیز خوانده می‌شود.

ولوو
ولوو در زبان لاتین به معنای «من می‌گردم» است و دایره پیکان‌دار پرتو قراردادی فولاد است. دایره و پیکان همچنین یادآور سپر و نیزه مریخ است که نماد شیمیایی برای آهن نیز می‌باشد.
تویوتا
نشان فعلی تویوتا مانند یک گاوچران با یک کلاه کبیر است. در واقع سه بیضی تو یکدیگر است که نشان‌دهنده قلب مشتری، قلب فرآوری و قلب پیشرفت فنی در حال اشاعه و فرصت‌های لایتناهی است که دور دوبیضی سایر قرار گرفته است.

مصاحبه با طراح آرم ( لوگو ) هما

مصاحبه با طراح آرم ( لوگو ) هما

 

ادوارد زهرابیان طراح نشانه هواپیمایی ملی ایران هما نیز میباشد .

او زمانی این اثر ماندگار را طراحی کرد که  22 سنه داشت.

آقای زهرابیان  چه شد که به سراغ طراحی نشان هما رفتید؟
رشته‌های هنری هیچ کدام از هم منفک نیست و هیچ رشته‌ای هم متمایز از سایر رشته‌ها نیست. زمانی که آرم هما را طراحی کردم، مربوط به سال 1340 می‌شود که آن زمان هنوز وارد دانشکده هم نشده بودم. در شرف کنکور دادن بودم. رشته‌ام را که از دوران کودکی گزینش کرده بودم؛ معماری را اخ داشتم و برای اینکه بتوانم معماری بخوانم، بایستی دیپلم ریاضی می‌گرفتم. دوره دبیرستان در البرز بودم. اما همیشه مشغول شغل هنری بودم و نقاشی و طراحی و مجسمه‌سازی می‌کردم، الی حدی که می‌توانستم نه اینکه بگویم زیاد عالی بود. دلخوشی من بود. این بود که نزدیک از بقیه رشته‌های هنری مستحضر بودم. همان زمان هم که اعلان منتشر شد که یک چنین آرمی به مسابقه گذاشته شده، همانند اینکه یکی به من گفته باشد برو ببین چه شغل می‌کنی. اصلا به این امید هم نبودم که برنده بشوم، تنها دلم می خواست شرکت کنم.
من سفرهای زیادی داشتم و تقریبا تمام ایران را گشته‌ام، حتی همان سررسید بچگی. به انگیزه شغل پدرم که بیشتر در شهرستان‌ها بود. شیراز خیلی می‌رفتم و با یادبود ها هنری آن ناحیه آشنایی داشتم. عکاسی هم در آن منطقه زیاد کرده بودم. طراحی آرم هما خود به خویش در ذهن من آماده بود. تنها چشم براه یک جرقه بود که این مسابقه پیش آمد. من هم بدون اینکه به برنده شدن فکر کرده باشم، در مسابقه کمپانی کردم. با استفاده از یک سری موتیف‌های ایرانی طراحی کردم، چون اندیشه می‌کردم اگر این شرکت بخواهد نشانه‌ای داشته باشد که معرف ایران در همه دانشمند باشد، حتما باید با تمام تاریخ ایران پیوند خورده باشد، یا یک چیزی باشد که اگر کسی دیدن آن را بشناسد.
این بود که با تعریفی که از موتیف‌های ایرانی داشتم، بهترین الگویی که می‌شد گزینش کرد، پرنده‌ای می‌توانست باشد که یونیک باشد و این یونیک بودن پرنده را فقط در اسطوره‌های ایرانی، همانگونه که گریشمن هم در کتاب‌هایش ذکر کرده است، من تنها در اریکه جمشید توانستم پیدا کنم. سرستون پرنده‌نمایی بود که سه خصلت متفاوت داشت: راز عقاب، گوش‌های گاو و یال‌های اسب داشت. شکل‌های دیگری هم هست که ویژگی‌های متفاوت داشته باشند، ولی این پرنده بیشتر به موضوع ما نزدیک بود. البته این را هم بگویم که آن موقع هنوز “هما” مصطلح نشده بود. این خویش به خویش وصل شد به هواپیمایی ملی ایران.

یعنی شما به سه حرف ه ، م ، الف اندیشه نکردید که می‌شود هما؟
چرا به هر حال سوژه ما هواپیمایی ملی ایران بود. ایران ایر هم آن هنگام نبود. این واژه هما در کتاب‌های گریشمن هم آمده است که اسم این پرنده است. ولی این خویش به خویش به هم مربوط شد.

چطور از برگزاری مسابقه با تازه شدید؟
فراخوانش را روزنامه کیهان و اطلاعات چاپ کردند. حدودا پاییز 1340 بود. وقتی که آرم من انتخاب و ثبت شد، یک سال پس به من نامه دادند که شغل شما ثبت شده است. من حتی سرکاغذ هم برایشان با همان طرح هما طراحی کرده بودم و حتی شیوه جایگیری‌ آرم روی بدنه هواپیما را هم توصیه کرده بودم. البته آن هنگام هواپیماها جت نبود، پروانه‌ای و ملخی بود. قبل از فرستادن آرم، عکسی از آن گرفتم و بعد فرستادم ولی اکنون نمی‌دانم آن عکس کجاست. حتی برگزیدن رنگ هم کرده بودم. رنگی که من توصیه دیتا بودم آبی فیروزه‌ای یا همان پروس بود، اما خوب الان سرمه‌ای شده است.

نوشته هواپیمایی ملی که درون آرم بود، خوتان طراحی کردید؟
آن موقع می‌گفتند که نوشته شرکت هواپیمایی ملی ایران، یک جوری در خویش آرم باشد که به عقیده من درست نبود. البته آن موقع روال این جور بود، تا هر چه اغلب بتوانند به بیننده بفهمانند که سوژه آرم چیست. اما به راستی نیازی نبود. این سوژه مربوط به سال 40 است و لغایت حال که نزدیک 46 – 47 سال از آن می‌گذرد. در این مدت هیچ وقت صحبتی نشده که طراح این آرم من هستم، کسی هم پروا نمی‌کرد. بعضی‌ها هم که می‌دانستند، فکر می‌کردند من از این کشور رفته‌ام و اینجا نیستم. بعضی از کسانی که آگهی‌هایی برای هما طراحی کرده بودند، از این فرصت کاربرد کرده بودند و طرح را به اسم خودشان معرفی کرده بودند. نمی‌خواهم اسم‌شان را ببرم.

آقای هوشنگ ارومیه، خودشان را طراح این آرم شناسایی کرده بودند.
خوب رفقا من می‌دانستند که این آرم را من طراحی کرده‌ام و این یگانه از افتخارات من است. یک روز یکتا از دوستان به من تلفن کرد که ” فلانی نمی‌دانستم که ما را سرکار می‌گذاری! درون که می‌گفتی این آرم را تو طراحی کردی، برو بین در کتاب نشانه‌های آقای ممیز نام گرد سایر را به عنوان طراح آرم هما نوشته شده”. من رفتم کتاب را خریدم و دیدم که اسم من نیست. در حالی که به راستی دست و پایم از عصبانیت می‌لرزید، زنگ زدم به آقای ارومیه. گفتم فلانی هستم که گفت:” بجا نمی‌آورم، کارت چیه”. گفتم آن آرمی که شما به نام خودتان شناسایی کرده‌اید، من طراحی کرده‌ام.

این رویداد مربوط به چه سالی است؟
این داستان مال بیست قبل است. الی من گفتم که طراح هما من هستم، دستپاچه شد و گفت دستور بدهید من خدمت‌تان برسم و توضیح بدهم. من گفتم نیازی به توضیح نیست و تلفن را قطع کردم. بعد رفتم قبل آقای ممیز. گفتم آقای ممیز شما که می‌خواهی این شغل را بکنی یک سوالی چیزی می‌کردی، یک پرس و جویی می‌کردی، دست کم بگو که می‌خواهی این کتاب را چاپ کنی، که این چنین اشتباهاتی قبل نیاید. اکنون الان من هستم و توانستم این اشتباه را مشخص کنم اما شدنی است کسانی نباشند و سایرین هم ندانند و فردا روزی اصلا ایمان نکنند که طراح این آرم فلانی است. آقای ممیز گفت شما به چه دلیلی این حرف‌ها را می‌زنید؟ من هم نامه هواپیمایی را نشان‌ دادم و گفتم به این دلیل. من این آرم را طراحی کردم و این هم تنها دلیلش. نامه رسمی هواپیمایی را به ایشان دادم. خوب ایشان اطلاع نداشت که طراح این آرم من هستم. ایشان یک سری اطلاعات را از هم‌دوره‌ای‌ها و دوستانش جمع‌آوری کرده بود و کتاب نشانه‌ها را جمع‌آوری کرده بود. خوب البته زحمت زیادی هم کشیده بود.

آقای ممیز چه کردند؟
آقای ممیز گفتند خوب یک فتوکپی از این نامه به من بدهید در نخستین کتابی که چاپ کردم این را روشنگری می‌دهم. بعدا آقای ممیز به من تلفن کردند که در ارتباط با آرم هما در فلان کتاب روشنگری دادند.

منظورتان همین کاتالوگ مشاغل صنعت چاپ است که گاهنامه صنعت چاپ منتشر کرد؟ چون فقط در همین کتاب است که آقای ممیز در ارتباط با آرم هما نوشته‌اند.
بله. من هم از ایشان سپاسگزاری کردم. در آینده به خاطر آشنایی کلی ملت با آرم هواپیمایی ملی و اینکه خود شرکت هم دانستن کرد دیگر نیازی نیست روی پایه این آرم، نوشته هما باشد و بهتر است که حذفش کنند. اکنون که ممکن است آن آقا این نوشته را حذف کرده باشد و به خاطر این پیشه عنوان طراح هما را به خودش دیتا باشد!

تا جایی که اطلاع دارم، دوره متوسطه را در دبیرستان البرز گذرانده‌اید؟
دبیرستان البرز آن سررسید یک جوری بود و کس که می‌خواست هر روز برود مدرسه، فکر می‌کرد می‌خواهد برود پای دار! آقای مجتهدی آنجا به راستی نسق می‌گرفتند از بچه‌ها. حالا بچه‌ها با اعصاب راحت می‌روند سر کلاس. ما هر لحظه می‌ترسیدیم که غضب‌ آقای مجتهدی، مدیر دبیرستان یا آقای افشار، ناظم، ما را بگیرد و محروم از تحصیل و محروم از کلاس و بشویم.

واقعا این رویداد می‌افتاد که کسی را از دبیرستان یا از کلاس بیرون کردن یا محروم کنند یا تنها در کران ترساندن بجه‌ها بود؟
بله. خود من احد از اینها بودم که یک هفته از کلاس آموزه محروم شدم! آنهم به خاطر اینکه تنها سر کلاس حرف زده بودم. فکر می‌کنم سنه 1330 یا 1331 بود. جریانات سیاسی خیلی شدید بود و البرز هم خودش یک قطب آشوب بود. هر کسی را به دبیرستان البرز مسیر نمی‌دادند، مگر آشنا و پارتی داشت. خانواده ما هم دوستان فرهنگی داشتند که مرا به البرز معرفی کردند.
اوائل آغاز مدرسه بود و هنوز یک ماه نشده بود که یک روز راز کلاس نقاشی من با بغل‌دستی‌ام، نمی‌دانم راجع به چه چیزی گفتگو می‌کردم که آقای دولتشاهی، معلم نقاشی‌مان آتش‌اش من را گرفت، به من گفت بی درنگ برو بیرون قبل آقای افشار، پدر و مادرت را بگو بیایند. والد و مادرم آمدند مدرسه، غمگین بودند که چی شده. به والد و مادرم گفته بود که این آنقدر گفتگو می‌کند که کلاس را به هم می‌ریزد. من که اصلا در کلاس صحبت نمی‌کردم، اکنون یک بار این اتفاق افتاد. سرانجام یک هفته پشت در کلاس ایستادیم لغایت پس فرمان دادند بروم راز کلاس. پس آقای دولتشاهی رویت که نقاشی من از کل بچه‌های کلاس بهتر است، خیلی با هم صمیمی شدیم. حتی بعدا در مسابقه طراحی آرم دبیرستان البرز، طرح مرا پذیرفتند و من طراحی کردم.

این آرم را دارید؟
نه ندارم. عکس‌اش را ممکن است در عکس‌های باستانی بتوانم پیدا کنم. من کوه دماوند را کشیدم چون سمبول(لاتین) و آرم سلسله کوههای البرز است. در یک کادر دایره که به دو زبان فارسی و انگلیسی اسم دبیرستان البرز تألیف شده بود. یک کتاب مفتوح شده حوزه دماوند بود و جلوی اینها یک مشعل صریح را طراحی کردم. دولتشاهی از این خوشش آمد و این را برنده اعلام کرد. بابت جایزه‌اش هم فکر کنم یک دوره شهریه نگرفتند.

بابت طراحی آرم هما چقدر جایزه گرفتید؟
بابت طراحی آرم هما پانصد تومان دادند، که کم نبود. البته زیاد هم نبود. چون اگر می‌خواستند جایزه‌ای درخور بدهند، مثلا باید ده هزار تومان می‌دادند.

هیات داوران آرم هما را می‌شناختید و اصلا آگاهی داشتید؟
من این مطلب را ده پانزده سنه پیش فهمیدم که یگانه از اعضای هیات ژوری، آقای هوشنگ سیحون، رییس دانشکده هنرهای زیبای آن زمان بودند. تا آنجا که متوجه شدم اصولا گزینش آرم توسط ژوری دانشکده هنرهای زیبا سپریدن شد. آن را هم از اینجا متوجه شدم که احد از رفقا من که در محافل آقای سیحون را می‌دید، آقای سیحون بهش گفته بود که فلانی احد از هم‌ کیشانت برنده شد! و این در خاطرش باقیمانده بود و بعدا برای من تعریف کردند .

افسانه های چگونگی پدید آمدن لوگو ی اپل

افسانه های چگونگی پدید آمدن لوگو ی اپل

 

حتما میدانید که سمبول logo (لاتین) شرکت اپل یک سیب گاز زده است. واقعیت امر اینست که از هر ۱۰۰ ایرانی که یکی از محصولات اپل را دارند قطعا ۹۹ نفر نمی دانند که چرا لوگوی اپل یک سیب گاز زده است ! سرگذشت های زیادی درباره دلیل گاز زده بودن سیب اپل در سراسر دنیا نوشته شده که به چند تا از آنها اشاره میکنم و در واپسین،انجام به بررسی علت راستین گاز زده بودن سیب اپل خواهیم پرداخت.

انگیزه سیب بودن لوگوی اپل اقتباس از سرگذشت نیوتن است.

قصه اول : والد علم کامپیوتر

آلن تورینگ به عنوان والد علم محاسبهٔ نوین و دانش کامپیوتر شناخته شده‌است و مهم‌ترین جایزهٔ علمی کامپیوتر به افتخار وی جایزهٔ تورینگ اسم گرفته‌است. در سال ۱۹۵۲ به صورت اتفاقی همجنس‌گرایی وی کشف گردید. در آن سال‌ها همجنس‌گرایی در بریتانیا جرم و بیماری روانی شناخته می‌شد. در دادگاه طبق قانون مخیر شد بین حبس و اختگی کیمیایی یکتا را گزینش کند؛ که آلن تورینگ دومی را گزینش کرد. به دنبال این پیشامد تمام تضمین‌های حفاظتی که وی داشت لغو گردید و از ادامه پیشه وی بر روی پروژه‌های رمزنگاری بازدارندگی به عمل آمد. تزریق مواد کیمیایی برای یک سال ادامه یافت و عوارض جنبی بسیاری از دسته رویش پستان‌ها برجای گذاشت.

در ۸ ژوئن ۱۹۵۴ کارگرخانه جسد او را پیدا کرد؛ روز قبل او در نشان زهر سیانید جان ودیعه بود، ظاهرا بخاطر سیب نیم خوردهٔ سیانیدی که در ساحل تختش بود. بسیاری بر این باورند که اجل او عمدی بوده، ولی والده او اعتقاد داشت که اجل او حادثه‌ای بوده که بدلیل بی دقتیش در حفاظت از مواد شیمیایی رخ داده ست. کالبدشکافی انگیزه مرگ را مسمومیت با سیانور یافت و پلیس اجل را خودکشی اعلام کرد.

حالا عده زیادی بر این باورند که کمپانی Apple به رسم خاطره این جهان کبیر که جامعه بشری رو متحول کرده لوگوی سیب گاز زده رو برگزیدن کرده است.

قسصه دوم : سرگذشت آدم و حوا

داستان آدم و حوا را هم که کل انسان های کره زمین می دانند . ولی داستان آدم و حوا و میوه ممنوعه هم هیچ ربطی به انگیزه شکل اخذ لوگوی شرکت Apple به صورت یک سیب گاز زده نیست !

راز واقعی سیب گاز زده شرکت اپل ( Apple ) از زبان  Janoff طراح لوگوی اپل

راب جَنُف آفریننده این سیب سحرآمیز- سیب شرکت اپل – دلیل دیگری را در تارنما رسمی خودش  بیان کرده که کاملا منطقی میباشد. او میگوید که انگیزه گاز زده بودن سیب کمپانی اپل اینست که اگر به طرح کلی سیب در قالب abstract دقت کنید میبینید که شدنی است با میوه های دیگر به ویژه گیلاس اشتباه گرفته شود! بنا براین اگه سیب رو گاز زده ترسیم نماییم دیگر کاملا مشخص میشود که این یک سیب است نه گیلاس ! مسئله مهم دیگر اینست که با دیدن یه سیب آبدار و قرمز اولین چیزی که در ذهن شما می آید چیست ؟ اینکه یک گاز محکم از این میوه لذیذ بگیرید.

مراحل طراحی نخستین لوگو ی اپل

نکته زیاد جالب اینجاست که برخلاف تصور خیلی ها خلق لوگوی اپل از نخستین روز تا روز رو نمایی از نسخه پایانی این لوگو فقط ۲ هفته درازا کشید . البته لوگوی اپل برای ملت معانی مختلفی دارد،زیرا کل سیب ر دیده و خورده اند و خیلی ها هم این میوه رو همنشین دارند. به هر حال حقیقت گاز زده بودن سیب لوگوی اپل کاملا یک کَرویز گرافیکی است.
لوگوی اپل از سالی که طراحی شده (( جز در مورد رنگ )) اصلا تغییر ننموده است .

طراحان مشهور لوگو و مجموعه کاری آنها

طراحان مشهور لوگو

راب جان اُف                     

راب جان اف گرافیستیست که سابقه طراحی لوگو کمپانی ها و هویت سازمانی، تبلیغات و اعلان های تلوزیونی را دارد ولی به راستی معوفیت او به خاطر طراحی لوگو شرکت اپل است.در سنه 1977 او برای رِگیس مک کنا به عنوان مدیر هنری مشغول به پیشه شد که طراحی لوگوی کمپانی اپل به او ودیعه شد. راب جان اُف طراحیهای دیگری نیز در گویه تبلیغات و چاپ برای کمپانی اپل اتمام داد. او همچنین بعدا طراحی هایی را برای شرکت های ای بی ام و اینتل سپریدن داد.

طراح لوگو اپل

فرانک ماسون رابینسون

فرانک ماسون رابینسون از نخستین و مهمترین بازاریابان نام تجاری کوکاکولا بود. او در جوانی ساکن آیووا بود و آنجا با همسرش لورا کلاپ زناشویی کرد. در سال 1886 فرانک ماسون رابینسون ساکن آتلانتا شد و در آنجا ب عنوان منشی و دفتر­دار کمپانی پمپرتون شیمیمشغول شد.او برای خلق لوگوی کوکاکولا از خط اسپنسریان اسکریپتاستفاده کرد که در آن زمان در میان دفترداران رایج بود.

طراح لوگو کوکاکولا

دیوید شن

ددیوید شن در سمت معاون بزرگتر در بخش تجارب کاربران و همچنین تیم طراحی یاهو تقریبا به 8سال کار میکرد و همین فرمایش مایه شد تا با بیشتر محصولات و خدمات یاهو چه در محدوده آمریکا و چهدر حیطه بین المللی درگیر باشد.لوگوی اصلی یاهو، یا “Jumping Y Guy” شامل یک دایره آبی معرف کره زمین و یک شکل همانند Yانگلیسی میباشد، توسط او طراحی شده است.

طراح لوگوی یاهو 

روث کدر

روث کدر طراح و هنرمندی است که لوگوی Google را طراحی کرد.
او در برزیل متولد شد و پس به اسرائیل رفت و مدرک معماری خود را از دانشگاه تکنولوژی اسرائیل “Technion”دریافت کرد. سپس به ایالات متحده رفت و در سلسله طراحی از دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شد.پایان نامه کارشناسی ارشد او در مقوله طراحی کارتهای بازی بود، و باعث شد که وی بدست شرکت Adobeبه عنوان یک طراح ارشد پذیارفته شود. او سپس برنده طراحی “Analog Deck”و “Duolog Deck”گردید.

طراح لوگو ی گوگل 

والتر لندور

والتر لندور ، بنیادگزار کمپانی Landorو یکتا از پیشگاامان پرتو گذاری و تحقیق درخصوص مشتری است. کمپانی Landor ارای دفاتر ارائه مشاوره درزمینه برند و طراحی پیوسته درسراسر دنیا میباشد.شاید نامی ترین برند و لوگوی طراحی شده توسط او را بتوان لوگوی FedExمعرفی کرد.

طراح لوگو فدکس 

میلتون گلیزر

میلتون گلیزر، یک طراح گرافیک است که اغلب برای طراحی لوگوی ” (I love New York)” ، پوستر Bob Dylan، لوگوی DC bullet و لوگوی Brooklyn Breweryشناخته میشود. او وانگهی بنیادگزار گاهنامه New York Magazineبه همراه کلی فلکر (Clay Felker) در سنه 1968 می باشد.

 طراح لوگو

آلن جرارد فلچر

آلن جرارد طراح انگلیسی است کهدر اعلان فوتش توسط روزنلامه نامدار دیلی تلگراف به عنوان “یکی از مورد توجه ترین و نیرومندترین طراحان گرافیک نسل خودش” معرفی گردید.تعداد قابل توجهی از نشانه ها او هنوز هم مورداستفاده میباشند که میتوان از لوگوی Reutersکه شامل 84 نقطه ، ویا لوگوی V&A(موزه ویکتوربا و آلبرت) و لوگوی IoD(انستیتوی کارگردانان) اسم برد.

طراح لوگوی  

ساول بس

ساول بس، طراح گرافیست آمریکایی و فیلمساز برنده جایزه Award Academyبود. او بیشتر در زمینه طراحی های تصاویر متحرک شناخته میشود.ساول بس، ششمین لوگوی AT&Tرا طراحی کرد. وی وانگهی لوگوی گلوب AT&Tرا پس از انحلال شرکت Bell Systemsطراحی نمود. وی وانگهی لوگوی Continental Airlinesرا درسال 1968 طراحی ارائه کرد که همین آرم شناخته شدهرین لوگوی دهه 1970 گردید.

طراح لوگو ی AT & T 

بیل کلیرلی        


ویلیام تی. (بیل) کلیرلی حائز سابقه در گویه تبلیغات و بازاریابی میباشد. او معلم دبیرستان بود، سپس در شرکت تبلیاتی نیویورک (New York Advertising) مشغول به کار شد. سپس به شرکت اپل پیوستگی و از سنه 1981 تا 1985 در ترویج استفاده از Apple IIcو Apple IIeبه شرکت کمک کرد.لوگوی کنونی ebayتوسط ویلیام طراحی گردیده است.

طراح لوگو ی Ebay