اصول مهم در طراحی نشان تجاری

اصول مهم در طراحی نشان تجاری

اصول مهم در طراحی نشانه

عناصر ساختن دهنده نباید از چند المان فراتر روند، ولی باید مفهوم مشخص و واحدی از آن ها منتقل گردد.
اثر ها، باید در عین سادگی طرح و خطوط ، به انتقال مفاهیم بپردازند.
پرتو ها بدون رنگ نیز باید اغلب مفهوم را منتقل نمایند. هرچند که منکر کارایی رنگ در ایجاد مفاهیم کاربردی نیستیم (مثلا رنگ قرمز، اثر خطر یا رنگ آبی نشانه شفافیت و آرامش)، ولی نباید مجموع طرح نشانه، بدون رنگ، مفهوم عمده خویش را از دست بدهد.
بهتر است مفهوم حاصل از نشانه، تند منتقل شود. هرچه این انتقال با سرعت صورت گیرد، شما در طراحی نشانه خود موفق تر بوده اید.
رعایت توازن بصری در طرح کلی نشانه از حرفه ای گری های طراحی محسوب می شود و این توازن باید چشم نواز باشد.
اخطار از تجارب بصری جامعه ای که برای آنها طراحی نشانه را اتمام می دهید می تواند شما را در انتخاب هرچه بهتر طرح مدد رساند. مثلا جامعه ای که چرخ را نشان جنبش میداند ، دایره برایش ، مفهوم جنبش و فرآوری را دارد.
برخی مواقع نشان ها در اثناء طراحی اعتباری ندارند، ولی به بازبینی زمان و با تایید تفسیرهای مربوط به آن جایگاه خود را می یابد. پس اگر به طراحی و مفهوم صحیح حاصل از نشانه طراحی شده خود، اطمینان دارید، باید بازدیدکنندگان را قانع نمایید.

 

در طراحی یک نشانه چه عواملی باید مورد توجه قرار گیرند؟

در طراحی یک نشانه چه عواملی باید مورد توجه قرار گیرند

سادگی: یک اثر خوب ترجیحاً از عناصر بصری کمی تشکیل شده است. لازم است اشاره شود که هدف از محدود بودن این عناصر، ضرورت پیش گیری از پراکندگی بصری پرتو است.

توازن، ترازمندی و تناسب: به عبارت سایر تیرگی و روشنایی سطوح، ضخامت و نازکی خطوط و … باید از توازن و تناسب لازم بهره برده و در اتصال و چیدمان خطوط در کنار یکدیگر از ریتم مناسبی برخوردار باشد.

 

جهت پیمان گیری: ترجیحاً جهت قرار گیری خود مشخص شود. برخی مواقع اوقات، نشانه هایی که برای نخستین بار در رؤیت مخاطب قرار می گیرند، شدنی است از چند جهت حائز مفهوم باشند، که این باره در صورتی که ناخواسته و ناخودآگاه از جانب طراح اعمال شده باشد یک سستی کبیر است. البته، در نشانه هایی که از هر جهت یا از دو جهت مخالف دارای یک فرم تصویری هستند، این امر یک نقطه قوت قابل پروا به حساب می آید.

گویایی: تصویر کلی باید کاملاً گویا باشد و با تصاویر دیگر اشتباه نشود. طراحی یک گُل به گونه ای که یک خورشید را تداعی کند و آن خورشید مطلقاً موردنظر نباشد و نقشی در فعایلت جستار نداشته باشد، سستی غیر قابل چشم پوشی ای در طراحی می باشد.

امکان تغییر ابعاد: آرم باید به گونه ای طراحی شده باشد که در چهره لزوم بتوان آن را به پیمانه مورد احتیاج کوچک یا کبیر کرد، بدون آنکه شاکله کلی آن آسیب ببیند. پرتو هایی که درهنگام کوچک شدن (تا حدی که بتوان آنها را بر روی کارت ویزیت چاپ کرد) اجزاء آن غیر قابل تخشیص می شوند و همچنین اثر هایی که اثناء بزرگ شدن، اجزاء آن بد هیبت و خشن می شوند(تا حدی که بتوان آن ها را بر روی راز در فروشگاه اجرا کرد) آرم های ایده آلی نیستند.

قابلیت رنگ پذیری: یک نشان باید در عین آنکه توانایی ارائه با یک رنگ را داشته باشد، اثناء ارائه رنگی، نباید ضعیف شود. و یا در چهره ارائه نسخه رنگی، نسخه تک رنگ آن بی روح و مختصر جلوه پرتو دهد. در ضمن باید توجه داشته باشیم هنگامی که برای یک نشان رهنمود رنگ می کنیم، جنبه های زیبا شناختی و مفهومی به اتفاق با هم مورد پروا قرار گیرند. برای مثال اگر رنگ قرمز را برای کادر چهار گوش یک آرم پسندیده تشخیص دادیم، منطبق با محدوده تکاپو جستار و در چهره لزوم این قرمز را در رده رنگ های همپایه (قرمز تیره، نارنجی و …) تغییر دهیم.

ماندگاری تصویری: به عبارت سایر عوامل بصری مورد بهره‌گیری در یک نشانه باید برای دو الی سه دهه از سوی جامعه قابل پاسخ باشند و باستانی نشوند افزون بر آنکه ساختار کلی یک آرم باید طوری باشد که امکان تغییر و تبدیل در آن، بدون لطمه زدن به هویت آرم باره نظر، موجود باشد.

هماهنگ فرهنگی: به کارگیری عناصر بصری پیوسته با سوژه و در عین حال اصیل در فرهنگ جامعه ای که آرم برای آن طراحی می شود می تواند باره توجه قرار گیرد.

علاوه بر موارد یاد شده، اصولی نیز در طراحی نشانه باید باره پروا قرار گیرند. این موارد که جنبه تکنیکی و اجرایی دارند به شرح زیر است:
1- معمولاً پرتو ها را چند برابر ارشد از متوسط ابعادی که معمولا مورد کاربرد قرار می گیرند اجرا و طراحی می کنند.(نشانه بر روی سر برگ و کارت ویزیت معمولاً نزدیک 6 الی 12 سانتی متر مربع فضا اشغال می کند)
2- نسبت سطوح مثبت و منفی (تیرگی و روشنایی طرح) و میزان پراکندگی آنها در کل نشانه باید به گونه ای باشد که سنگینی نامتعارفی در دسته هایی از پرتو دیده نشود.
3- ترجیحاً طرح در یک کادر هندسی متداول (فرم های اصلی: مربع، مثلث و دایره) قابل تعریف باشد، البته این مورد در دنیای امروز گرافیک امری قابل اغماض است ولی باید دقت کرد در نشان های اداری دولتی همچنان مورد درخواست و پروا است.

نهایتاً پس از شکل گیری طرح هایی که باره خوشنودی طراح قرار می گیرند، می توان واریاسیون هایی از طرح اولیه اجرا کرد. به این معنی که طرح را در کادرهای گوناگون و یا به حالت نگاتیو و یا با خط گیری و … ارائه کرد تا تنوع طرح (ضمن دارا بودن هویت مشخص) اغلب شود و جلوه کار در دیدن سفارش دهنده افزایش پیدا کند.
در طراحی لگوتایپ و منوگرام نیز باید توجه داشت که پافشاری در به اتفاق کردن مفهوم و زیبایی الی حدودی طرح را مبتلا سردرگمی و تضاد می کند. برای مثال، در صورتی که لگوتایپی برای صنایع مبلمان اداری طراحی می کنید، اگر بخواهید در گام ابتدا شکل یک صندلی اداری را در لابلای طراحی مقاله آن جستار برپایی کنید، به بردباری زیاد بسیار جذابیت طرح را فدای مفهوم آن کرده اید. (اگر چه در برخی موارد امکان پذیر است)
بنابراین، رهنمود می شود در طراحی پرتو های نوشتاری همان طور که از اسم این نوع اثر مشخص است، در اولین گام، طراحی یک نوشتار زیبا را قصد پیمان دهید، سپس چنانچه امکان پذیر باشد، دخیل کردن عناصر تصویری پیوسته را نیز مورد پروا قرار دهید.
همچنین در برگزیدن چگونگی خطوط مورد کاربرد و یا رنگ به شغل گرفته شده در لگوتایپ، یقیناً به محدوده تکاپو صاحب اثر پروا خواهیم داشت. ابتدایی ترین و معمول ترین روش های طراحی لگوتایپ (و در مواردی منوگرام) عبارتند از:
1- طراحی های بداهه، طراحی سریع و متوالی اسم مورد نظر با نوشت افزارهای گوناگون همانند ماژیک های سرتخت و یکتا و یا با قلم موهای متفاوت.
2- طراحی نام باره نظر با چشمان بسته.
3- طراحی نام با دستی که به به کارگیری آن عادت ندارید (اگر راست دست هستید با دست چپ اتود کنید و بالعکس).
4- پروا به حروف نامی که برای آن طراحی می کنید. برخی مواقع اوقات برخی حروف ساختن دهنده اسم باره نظر، امکان انسجام ریتمیک و قابل توجهی با سایر حروف را فراهم می کنند که نهایتاً سبب ساز وحدت، انسجام و زیبایی اثر می شود.

نقش نشانه ها چیست؟

نقش نشانه ها چیست ؟

نشانه‌شناسی ومفهوم پرتو در زبان‌شناسی

چکیده: کلمه [سمیوتیک] از ریشه یونانی سهمه یون آمده است که به معنای علامت و نشانه است. این واژه در قدیم به دو چهره «سیما» و «سیمیا» وارد زبان عربی و فارسی شده بود، اما آن واژه‌ها حائز معانی خاص خود هستند. سمیوتیک را می‌توانیم در فارسی علامت‌شناسی، نشانه‌شناسی یا نشان‌شناسی ترجمه کنیم از دهه ۱۹۵۰ به این سو نشانه‌شناسى همچون شیوه پژوهش به‌ویژه در دو قلمرو «شناخت دلالت‌ها» و «ادراک ساز و شغل ارتباط‌ها» به کار رفته است. یونانیان قدیم را می‌توان اولین رهروان نشانه‌شناسى دانست.

فردینان دوسوسور، زبان‌شناس سوئیسى و چارلز ساندرس پیرس، فیلسوف آمریکایى، که تقریباً هم عصر بودند، بنیانگذاران علم نشانه‌شناسى محسوب می‌شوند. هر چند که پس از آنان، مباحث نشانه‌ شناسى دگرگونی ها گسترده‌ای پیدا کرد ولی مبانى فکرى آنان و الگویى که از مفهوم «نشانه» ارائه دیتا بودند، همچنان ارزش و اعتبار خود را حفظ کرد و مبنایى براى دگرگونی ها بعدى قرار گرفت .

از دیدن سوسور نشان از دو قسمت ساختن شده است:

دال / تصویرصوتی

مدلول / مفهومی‌که دال به آن دلالت می‌کند

از دیدگاه پیرس اثر از سه تقدیر تشکیل شده است:

  •  شمایل
  •  نمایه
  •  نماد

نقش لوگو و نقش نماد . نشانه شناسی