تکنیک های خلاقیت در طراحی لوگو

تکنیک های خلاقیت در طراحی لوگو

تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش نا حل خلاق مسئله کمک بسیاری به توانایی فرد در تمام مراحل خلاقیت و پروسه حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از پروسه خلاقیت را تقویت می کنند. محور اصلی تمام روش ها و تکنیک های خلاقیت، شکستن قالب های ذهنی است. این تکنیک ها فردی و گروهی می باشند که تکنیک های فردی شامل: توهم خلاق و DOIT و تکنیک های دسته جمعی شامل طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک های مشترک دربرگیرنده اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک می باشد.

تکنیک DO IT:
نام این تکنیک از حروف اول چهار واژه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify به معنی معرفی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. هدف از گزینش این واژگان این است که برای حل سخت لازم است ابتدا سوژه و مسئله را ریزبین تعریف و مشخص کرد. و سپس ذهن را برای گذرگاه حل های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل معرفی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.

تکنیک “چرا؟”
تکنیک “چرا” دقیقا مانند چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای اشاعه فهم خویش از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید سعی کنیم یاد گرفته هایمان را ذیل سوال ببریم. سادگی این تکنیک مایه شده است، بسیاری از ملت متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به شغل می رود. به عنوان مثال برای معرفی و تعریف درست و کامل مسئله می نا از این تکنیک کاربرد کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و صریح تر مشخص نماییم و در پروسه آن به ایده های جدیدی دست پیدا کنیم.

تکنیک توهم خلاق:
خیلی اوقات آنچه را که فکر می نماییم حقیقت است، راستی نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، بخش بندی و قابل درک کردن جرقه هایی است که بعد از دیدن، مغز آن را به وجود می آورد بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و قصد این تکنیک این است که شما بتوانید با توان توهم برخی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله ریشه-بن-بیخ و راستی موضوع را دریابید. این کوشش باعث می شود چندی اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا جستار از الگوی ذهنی پیشین به الگوی دیگری انتقال یابد.

تکنیک طوفان ذهنی:
طوفان ذهنی که یکتا از طریق های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به جنجال از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال ۱۹۳۸ بدست الکس اس اسبورن آفریدن شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر این طور تعریف می شود: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن دسته جمعی می کوشند گذرگاه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خویش و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود پیدا کنند.

تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:
طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب پروا این است که فرد به هنگام گوشه گیری از گروه سایر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ نوع محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. ولی مزیت طوفان دسته جمعی این است که دشواری ها ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلاقیت کسان سایر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه دلخواه تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم.

تکنیک پی. ام.آی (P.M.I):
یکی از ارزش های این تکنیک آن است که انسان را مجبور می سازد لغایت دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش اندیشه کند و به بازبینی نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و چیره تر شود، لذا آمادگی ذهنی اکثریت برای خلاقیت پیدا می کند. نام این تکنیک بر گرفته از حروف اول سه واژه به معنی افزودن، اتلاف و جالب می باشد. شیوه شغل چنین است که پیش درآمد فرد توجهش را به نکات مثبت سوژه یا رهنمود و سپس به نکات منفی و سرانجام به نکات جالب و پسین ی آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در واپسین،انجام نسبت به تهیه فهرست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی سوژه و فهرست نکات جالب و اخیر ی سوژه اقدام می کند. گرد از مهم ترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک و ابهام داریم. به بیان سایر هر چه نسبت به موضوعی اغلب بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک پیشه گشاتر و اثر تقسیم تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی ((چقدر جالب می شود اگر……)) را کامل کنیم.

تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی:
این تکنیک بدست یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلو فر آبی می باشد بدین چهره که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به بعید یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مثل با پنجره های باره بهره‌گیری در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی دسته بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده پیمان گیرد به نوبه خود مراکز گردآور های جدید پنجره را برپایی می دهد.

تکنیک چه می شود اگر….؟
به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، قبل فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند جستار را از زوایای مختلف دیدن و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین پای بست، این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی اندیشه برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این شیوه پیشنهاد می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات “چه می شود اگر…؟” استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می نا برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن سوژه به خصوصی بهره‌گیری کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

تکنیک اسکمپر SCAMPER:
این تکنیک استعمال اصلی آن بر اساس ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار پرتو بخشی برای دسته ها نیز سودمند باشد. هدف اصلی این تکنیک توان انگاشت است لغایت آن را در جهات و پس مختلف وضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوالات تیپ و ایده بر انگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله باره نظرش از خود سوال می کند و در پایان با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و بالارفتن می یابد. واژه SCAMPER از ابتدای حروف کلمه های سوال برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو زیاد موثر است.
حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معنی خلیفه سازی است
حرف C بر گرفته از واژه Combine به معنی ترکیب کردن است.
حرف A بر گرفته از واژه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است.
حرف M بر گرفته از واژه Maginfy به معنی کبیر سازی است.
حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معنی بهره‌گیری در دیگر موارد است.
حرف E بر گرفته از واژه Ellimination به معنی حذف کردن است.
حرف R بر گرفته از واژه Reverse به معنی معکوس سازی است.

تکنیک در هم شکستن مفروضات:
یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که تاب خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در کل جهات به جنبش در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در ریشه-بن-بیخ همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مانند خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آنها به بازبینی زمان اعتبارشان را از دست دیتا اند یا بسیاری از آنها به انگیزه تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. ولی مسئله این است که فرد متوجه این دگرگونی ها و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. از آنجائی که مفروضات مربوط به تقدیر باطنی ذهن می شوند و به عبارت سایر چون آنها امری درونی هستند نمی توانیم آنها را به تنهایی فسخ یا از اندیشه خویش جدا سازیم. مشابه آن چاقو که نمی تواند بخش اش را ببرد. شناسایی مفروضات خویش و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

تکنیک موشکافی مورفولوژیک:
تکنیک موشکافی مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که بدست فریتززویکی آفریدن؛ نوآفریدن شد، فنی است که بر اساس آن پدیده ی باره نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل پیمان می گیرد. به این منظور پیش درآمد سطوح و ابعاد گوناگون سوژه را شناسایی و لیست می کنیم. برای مثال اگر بخواهیم در مورد بازاریابی یک کالا گذرگاه های جدید و بدیعی بیابیم آغاز باید ابعاد گوناگون کالا همانند شکل ظاهری، کاربردهای آن، خواص و فواید آن، چگونگی مشتریان و بازار کالا تبیین و گردآوری نمائیم. در این مرحله بایستی سعی کرد ابعاد کالا را بیشتر مشخص کرد. برای اینکه بتوان ابعاد یک جستار و اجزای متشکله (متغیرهای) آن را با یکدیگر سنجش و مرتبط نمود، می تاب ابعاد اصلی و اجزای آنها را بر روی دایره ای همبسته المرکز نوشته و با چرخاندن دایره های مختلف، ابعاد و اجزای آنها را با هم سنجش و بستگی آنها را گمان زد.

تکنیک سینکتیکس:
واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدگیر و یا متصل کردن چند چیز گوناگون گرفته شده است این کلمه به این انگیزه انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای گوناگون در یک قالب یا ساختار جدید است و هر فکر خلاقی از تفکر سینکتیکس بی بهره نمی باشد این تکنیک روشی است برای بر انگیختن تفکر خلاق در میانی دسته جمعی از افراد که یکتا هم می آیند.

به طور کلی پروسه به شغل گیری این شیوه عبارت است از:
۱- معرفی و تعریف دشوار و موشکافی آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره ی آن (شناخت جوهره)
۲- پیوستگی دادن جوهره ی به دست آمده با سوژه غیر پیوسته (ساختن وضعیت مشابه)
۳- کشف گذرگاه حل هایی برای سوژه مشابه (راه حل های مشابه)
۴- کوشش برای تبدیل گذرگاه حل های به دست آمده به راه حل های پایانی برای مشکل اصلی

تکنیک دلفی:
این تکنیک در سنه ۱۹۶۴ بدست داکلی و هلمر معرفی شد. بسیار مانند به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که کسان هیچ گاه به چهره گروه در یک جلسه و بعید یک میز جمع نمی شوند و به راستی رویارویی سر راست رخ نمی دهد. پای بست، و فلسفه این تکنیک این است که کسان در تکنیک طوفان فکری به دلیل شرم و شرمساری نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند، لذا در این روش کسان به چهره کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی شوند. بلکه مسئول گروه جستار را به کل اعلام می کند و سپس هریک از کسان به طور جداگانه ایده هایشان را به چهره کتبی (حتی می تواند بدون ذکر اسم باشد) برای مسئول گروه ارسال می کنند. سپس سرپرست گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آنها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران اندیشه کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آنها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت رخداد آرا به دست آید. فن دلفی دربرگیرنده دعوت به مشورت و سنجش ی داوری های بی اسم چند نوبتی اعضا ی یک تیم در مورد تصمیم یا مسئله می شود.

چه موقع از فن دلفی بهره‌گیری می شود ؟

۱- هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب بردباری خطا در داوری شود.
۲- هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند.
۳- زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل مستحضر و سرپرست باشند.
۴- هنگامی که حضور صورت های بالادست و اختناق همتایان بر تصمیم گیری نشان می گذارد.

تکنیک استخوان ماهی Fishbone Diagram (علت و معلول)
یکی از شیوه های بسیار سودمند برای معرفی مسائل نمودار استخوان ماهی است. دیاگرام استخوان ماهی که گاهی به آن دیاگرام ایشیکاوا نیز می گویند بدست پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد. قصد اصلی این تکنیک، شناسایی و جاسازی فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی معرفی مسئله است ولی توسط افراد قابل کاربرد است.

تکنیک باز گشت به مشتری:
می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به فرآوری و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی، رابطه بین تکاپو های خود و مشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار باره نظر، بررسی می کنیم.

تکنیک گروه اسمی:
فن گروه اسمی جنبه های رای دادن بدون بحث های محدود ترکیب می کند که توافق به دست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید.

چه هنگام از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟

۱- با موضوعی بحث انگیز، حساس، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته روبرو هستید و انگار می کنید عقیده های ناسازگار و ده ها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد.
۲- می خواهید همکاری مساوی کل ی اعضا را تضمین کنید.
۳- دلیل بنیادی و ریشه ای یک مسئله را شناخته، ولی شناخت شیوه ی اقدام و گزینش یک گزینه از وسط گزینه های زیاد دشوار است.

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Google+Share on FacebookShare on LinkedIn